http://jamal2878.farsnama.com/files/2010/08/Imam-Khamenei-122.jpg

به كار بردن واژه «امام» برای رهبر كبیر انقلاب اسلامی و معمار نظام مقدس جمهوری اسلامی از سال ها قبل از پیروزی انقلاب، بین دو واژه زیبای خمینی و امام، پیوندی برقرار كرده بود كه پس از پیروزی انقلاب، با اشاره به یكی از این دو واژه، خود به خود دیگری در اذهان متبادر می شد.

یدالله جوانی رئیس دفتر سیاسی سپاه در سرمقاله نشریه صبح صادق ارگان نمایندگی ولی فقیه در سپاه در مطلبی نوشت:

به كار بردن واژه «امام» برای رهبر كبیر انقلاب اسلامی و معمار نظام مقدس جمهوری اسلامی از سال ها قبل از پیروزی انقلاب، بین دو واژه زیبای خمینی و امام، پیوندی برقرار كرده بود كه پس از پیروزی انقلاب، با اشاره به یكی از این دو واژه، خود به خود دیگری در اذهان متبادر می شد.

هر چند در همان ابتدای انقلاب عده ای از كج اندیشان مغرض یا ساده لوحان جاهل، برای ایجاد سوال در این راستا، می گفتند مگر ما بیش از 12 امام داریم اما جامعه اسلامی و انقلابی ایران با عشق و علاقه و از سر اعتقاد و به صورت حقیقی، كلمه امام را برای آن عزیز سفر كرده به كار برد و در تمامی نوشته ها، خطابه ها و رسانه ها از ایشان با عنوان «حضرت امام خمینی» یاد می شد. به كار بردن این عنوان برای خمینی عزیز، ریشه در اعتقادات دینی، آموزه های اسلامی و نظریه سیاسی شیعه دارد. نظریه سیاسی شیعه مبتنی بر اندیشه «امت و امامت» است.

در واقع در یك جامعه اسلامی كه حكومت آن دینی و اسلامی باشد، پیشوا و رهبر جامعه را امام گویند. سوال این است كه چرا در نظام جمهوری اسلامی كه دارای یك نظام دینی، اسلامی و با محوریت ولایت فقیه است، پس از رحلت رهبر كبیر انقلاب حضرت امام خمینی(ره)، واژه «امام» برای خلف صالح ایشان، حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی) به كار برده نشد؟ آیا برای به كار نبردن این واژه برای رهبر معظم انقلاب اسلامی، توجیه عقلانی، دینی و عرفی وجود دارد؟ شاید عده ای قلیل حساب شده مانع از به كار بردن این واژه برای مقام معظم رهبری در سال 1368 شده باشند و دیگران نیز با این تصور كه شاید تكرار این واژه برای دیگری از عظمت حضرت امام خمینی(ره) بكاهد، آن عده قلیل را تبعیت كردند، اما امروز باید با صراحت و شجاعت اعتراف كنیم كه در سال 1368 و پس از رحلت حضرت امام خمینی(ره)، پس از اعلام نام «خامنه ای عزیز» از سوی خبرگان رهبری، دچار اشتباهی بزرگ شدیم و آن اشتباه این بود كه از ایشان با عنوان «امام» یاد نكردیم. پس از گذشت دو دهه، افرادی از بزرگان به این اشتباه امت و به ویژه نخبگان این امت اعتراف كردند.

 پس از فتنه سال 88 یكی از مراجع عظام تقلید، یعنی حضرت آیت الله العظمی نوری همدانی، با صراحت اعلام كرد كه اشتباه كردیم و باید از همان اول از ایشان با عنوان «امام خامنه ای» یاد می كردیم. اكنون مدتی است كه در جامعه، بین مردم، مسئولان و در برخی از رسانه ها، به این مهم توجه می شود و از رهبر انقلاب اسلامی و ولی فقیه حاكم با عنوان «امام خامنه ای» یاد می گردد. باید اهتمام ویژه ای داشت و اشتباهی را كه در گذشته به هر دلیلی مرتكب شدیم، جبران نماییم. صدا و سیما باید در این مسیر به رسالت رسانه ای خود به عنوان رسانه ملی كه نقش مهمی در فرهنگ سازی دارد، عمل نماید. ائمه جمعه سراسر كشور و دیگر صاحبان تریبون و قلم باید بسیج گردند. وظیفه خود بدانیم كه اولاً از رهبر معظم انقلاب اسلامی برای ادای حق جایگاهش، با عنوان «امام خامنه ای» یاد كنیم و ثانیاً دلیل به كار بردن این عنوان را برای مردم تبیین نماییم. هر چند مردم ما به خوبی می فهمند كه خامنه ای امام است، به همان دلایلی كه خمینی امام بود، اما این فهم و اعتقاد مردم، ضرورت تبیین را مرتفع نمی سازد.

امام یعنی راهنما، پیشوا، رهبر و كسی كه باید به او اقتدا كرد و از او تبعیت نمود. پیش نماز را از این جهت امام جماعت گویند كه مردم در اقامه نماز كاملاً از او تبعیت می كنند. در نظام سیاسی اسلام، مردم در حكم «امت» و رهبر یا حاكم جامعه در حكم «امام» است.

یعنی نظام سیاسی اسلام، نظام «امت و امامت» است. این نظام ریشه در اصول اعتقادی و جهان بینی توحیدی دارد. در اندیشه توحیدی، حاكمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خداوند است و خداوند نیز انسان را حاكم بر سرنوشت خویش قرار داده است. حاكمیت خداوند بر دو نوع تكوینی و تشریعی است. بر اساس اعتقاد به حاكمیت تكوینی خداوند، هیچ موجودی، از ذرات بی مقدار و بی جان گرفته تا پیچیده ترین پدیده های جاندار آفرینش، از حوزه قدرت و قلمرو علم خداوند خارج نیست «لا یعزب عنه مثقال ذره فی السموات و لا فی الارض»( سبا، آیه 3)

این خداوند حكیم كه هم خالق جهان است و هم رب و پرورش دهنده و هدایت كننده موجودات، انسان را موجودی مختار و با اراده آفریده و او را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاكم ساخته و در عین حال، راه سعادت و درست زندگی كردن را با فرستادن انبیا و كتب آسمانی به او نشان داده است «انا هدیناه السبیل اما شاكراً و اما كفوراً» (انسان، آیه 3)

خداوند با فرمان «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منكم» (نسا، آیه 95)، حاكمیت تشریعی خود را از سه راه اعمال نموده و به عبارت دیگر مسیر اطاعت خدا را مشخص كرده است. انسان از سه طریق با توجه به شرایط زمانی خداوند را اطاعت می كند:

الف- اطاعت از پیامبر اكرم(ص) كه ولایت مستقیم از خداوند دارد «النبی اولی بالمومنین من انفسهم» (احزاب، آیه 6)

 ب- اطاعت از امامان معصوم(ع) كه ولایت از نبی اكرم(ص) دارند «من كنت مولاه فهذا علی مولاه»

ج- اطاعت از ولی فقیه عادل كه در زمان غیبت امام زمان(عج) به نیابت از آن حضرت ولایت امر و امامت امت بر عهده وی می باشد. در توقیع شریف امام زمان(عج) آمده است: «و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواه حدیثنا فانهم حجتی علیكم و انا حجه الله علیهم»
بر اساس ادله عقلی و نقلی، فقهای جامع الشرایط دارای ولایت و امامت عامه هستند.

 هر چند امامت خاص از آن رسولان و امامان معصوم(علیهم السلام) است، لكن از حیث ولایت و امامت در امر اداره جامعه هیچ تفاوتی میان فقیه جامع الشرایط با امام معصوم و پیامبر اكرم(ص) وجود ندارد. معنی ولایت مطلقه فقیه چیزی جز آنچه گفته شد، نیست.

حضرت امام خمینی(ره) در كتاب ولایت فقیه (حكومت اسلامی) حقیقت مذكور را چنین بیان می دارند: «اگر فرد لایقی كه دارای این دو خصلت(علم به قانون و عدالت) باشد به پا خاست و تشكیل حكومت داد، همان ولایتی را كه حضرت رسول اكرم(ص) در امر اداره جامعه داشت، دارا می باشد و بر همه مردم لازم است از او اطاعت كنند. این توهم كه اختیارات حكومتی حضرت رسول اكرم(ص) بیشتر از حضرت امیر(ع) بود و یا اختیارات حكومتی حضرت امیر بیش از فقیه است، باطل و غلط است. البته فضایل حضرت امیر(ع) از همه بیشتر است. لكن زیادی فضایل معنوی، اختیارات حكومتی را افزایش نمی دهد. همان اختیارات ولایتی كه حضرت رسول و دیگر ائمه (صلوات الله علیهم) در تدارك سپاه، تعیین ولات و استانداران، گرفتن مالیات و صرف آن در مصالح مسلمانان داشتند، خداوند همان اختیارات را برای حكومت فقیه قرار داده است.» (حكومت اسلامی، ص 55)

بنابراین در نظام سیاسی اسلام، امامت فقیه به نیابت از امامت معصوم(ع) است و همان اختیارات حكومتی معصوم را دارد. وقتی هیچ تفاوتی بین اختیارات امامت فقیه یا ولایت فقیه با ولایت و یا امامت معصوم(ع) نباشد، بین اختیارات فقهایی كه واجد شرایط ولایت و امامت مسلمین باشند نیز هیچ تفاوتی وجود ندارد. همان اختیاراتی را كه حضرت امام خمینی(ره) از حیث ولایت و امامت بر مسلمین از آن برخوردار بودند، اكنون ولی امر مسلمین حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای (مدظله العالی) نیز از همان اختیارات برخوردار است.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 17 خرداد 1390    | توسط: سعید    | طبقه بندی: ولایت، مقاله،     | نظرات()