http://www.ammariyon.ir/files/fa/news/1390/3/7/6677_734.jpg


مدتی است روال عادی کشور دچار اختلال شده و هر روز خبرهایی از مفاسد یک جریان سیاسی که خود را "اصولگرایان پیشرو" می نامد و منتقدان "جریان انحرافی" می خوانندش در رسانه ها منتشر یا در محافل سیاسی و رسانه ای نقل می شود.

برخی از این اتهامات به حدی سنگین و گاه شرم آور هستند که حتی انتشار اخبارش نیز رعب آور است و می تواند عواقب نامعلومی را در پی داشته باشد.

در مجموع، شرایط کنونی، وضعیت نامناسبی را برای کشور رقم زده است چه آنکه متهمانی که هر روز خبری تازه و تاسف انگیز از آنان به گوش می رسد، نه افرادی خارج از قدرت مانند شهرام جزایری یا نه اختلاس کنندگانی عادی مانند رییس فلان شعبه بانک، که مقامات ارشد دولتی و مقربان درگاه شخص اول قوه مجریه کشورند.

حال سوال این است که وضعیت کنونی تا کجا و تا چه سقفی می تواند استمرار یابد؟ مگر اعصاب و روان مردم تا چه اندازه کشش این همه خبرهای ناگواری که عمدتا هم در قالب کلیات گفته می شود را دارد؟ مگر این مملکت چقدر انرژی دارد که همچنان متحمل هزینه های سنگین این بازی خطرناک شود! آیا قرار است این اتهامات و ابهامات همچنان دهان به دهان، سایت به سایت، روزنامه به روزنامه ، شب نامه به شب نامه و ... منتشر شود و در نهایت هم بشویم مضحکه جهانیان که برایمان تیتر بزنند "کشور رمال ها و اجنه ها"؟!

اتهاماتی که در چند وقت اخیر متوجه جریان انحرافی یا همان طیف اسفندیار رحیم مشایی و دوستانش هست، به حدی سنگین است که هر کدام از آنها، می تواند برای محاکمه و محکومیت یک شهروند عادی کفایت کند ؛ از اعمال غیرشرعی و حرامی مانند جن گیری تا مفاسد عظیم اقتصادی و حیف و میل بیت المال و سوءاستفاده های سیاسی و ... به قول رییس قوه قضاییه هر مفسده ای که منحرفین قبلی در طول سالهای انقلاب داشته اند، این جریان همه را یک جا دارد. (نقل به مضمون)

حال سخن اینجاست که برغم تمام این اتهامات و مدارکی که منتقدان بدانها استناد می کنند و اعترافاتی که برخی دستگیرشدگان داشته اند، چرا تکلیف این جریان یکسره نمی شود و همچنان اجازه داده می شود فضای عمومی کشور در هاله ای از التهاب و ابهام باقی بماند؟
و این در حالی است که ایران امروز، بیش از هر زمان دیگری به آرامش و دوری از استرس های خودساخته آقایان نیاز دارد.

در شرایط کنونی انتظار می رود قوه قضاییه برای خاتمه دادن به این وضعیت اسفناک پیشقدم شود و پرونده این جریان را به طور کامل و جامع و به صورت ویژه در دستور کار خود قرار دهد. فرجام این رسیدگی قضایی از دو حال خارج نیست.

1- در فرض اول پس از رسیدگی به پرونده های اتهامی افراد این جریان، ثابت می شود که آنها پاکدست و درستکار بوده اند و ریالی از پول مردم را جابجا نکرده اند و هر آنچه درباره شان گفته شده، اتهاماتی بی اساس بوده است.

با اثبات بی گناهی این افراد، هم این افراد اعاده حیثیت می شوند ، هم دولت جان تازه ای می گیرد و با قدرت و صلابت به کار خود ادامه می دهد و هم اعتماد مردم هم به دولت بازسازی می شود.

2 - اما در فرض دوم، گناهکاری و جرم اینها ثابت می شود و بر این مبنا به مجازات قانونی می رسند. در چنان وصفی، باز خیال مردم از اجرای عدالت و اینکه دولت از وجود عناصر ناسالم، پاکسازی شده است آسوده می شود و کارها دوباره به روال عادی بازمی گردد.

اما با ادامه شرایط کنونی، تنها توان کشور و اعصاب و روان مردم فرسوده می شود و این سخن منطقی همچنان به حیات خود در میاه مردم ادامه می دهد که" اگر اینها گناهکارند در مسندهای قدرت چه می کنند و اگر بی گناهند این فضای سنگین برای چیست؟" قوه قضاییه کاری کند.
منبع: عصر ایران

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 10 خرداد 1390    | توسط: سعید    | طبقه بندی: مقاله،     | نظرات()