http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQEFSsgYuuUbvDMuL3xwn9iZ2FWGuvAUfF-hYgb2Q2oKlsQcQp5Ug

به دنبال مصاحبه آقای هاشمی رفسنجانی درباره ماجرای عزل آقای منتظری، پسر مرحوم منتظری دست به قلم شد و جوابیه ای را برای رئیس مجمع تشخیص مصلحت ارسال کرد که هم رد بخشی از سخنان آقای هاشمی است و هم دعا برای موفقیت او.

احمد منتظری در جوابیه خود خطاب به آقای هاشمی عنوان کرده است که مصاحبه اخیر جنابعالی با یکی از سایت ها از این نظر که خواسته‌اید ناگفته‌هایی را بیان نمایید قابل تقدیر است اما چون به حافظه خود اعتماد نموده‌اید، مشتمل بر مطالب خلاف واقع نیز هست که چه بسا تاکنون خوانندگان تذکر داده‌اند.

وی با بیان اینکه اینجانب یقین دارم قصد شما توهین به پدرم نبوده است، آقای هاشمی را متهم کرده است که به “محرم دانستن مردم” و “شفاف بودن با آنان” اعتقادی ندارد.

پسر آقای منتظری در این باره نوشته است: اختلاف در دیدگاه‌ها و راهکارها امری بسیار طبیعی است. به عنوان مثال محرم دانستن مردم به عنوان صاحبان اصلی مملکت و شفاف بودن با آنان و انتقاد علنی از مسئولین، که شیوه مرحوم آیت‌الله العظمی منتظری بود، برای شما قابل قبول نبود؛ ولی آیا هنوز هم بر این نظر خود پابرجا هستید؟

احمد منتظری همچنین با اشاره به سخنان آقای هاشمی در رد استناد برخی ادعاهای مرحوم منتظری، گفته است: ملاقات کنندگان با آیت الله منتظری ـ علاوه بر مردم عادی ـ مقامات و شخصیت‌ها از قبیل وزرا و نمایندگان مجلس و مسئولین قضایی و ائمه جمعه و روحانیونی بودند که هر کدام گزارشات و اطلاعات مستندی را به ایشان منتقل می‌کردند که موجب احساس تکلیف برای معظم‌له می‌شد. آیا سزاوار است اعتماد کردن به گزارشات مستند را “زود قضاوت کردن” و “شنیده‌ها را مطرح کردن” نامید؟

پسر آقای منتظری بدون اشاره به تعبیرات امام خمینی(ره) درباره آقای منتظری و همراهی وی با جریان فتنه در ماه های پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم، عنوان کرده است: اگر آن روز که آیت‌الله منتظری فریاد می‌زد که نظام ما وقتی ارزشمند است که قائم به شخص یا اشخاص نبوده و جمهوریت و اسلامیت آن باید اصل و پابرجا باشد، او را همراهی می‌کردید، آیا این همه ضربه به جمهوریت و اسلامیت نظام وارد می شد؟!

پسر مرحوم منتظری در پایان نامه خود، خطاب به آقای هاشمی می نویسد: امیدوارم جنابعالی و همه دوستان واقعی نظام و کشور با همدلی و اتحاد و گذشت در جهت اصلاح امور گام برداشته و در راه خدمت به مردم موفق باشید.

احمد منتظری که سال گذشته هم مدعی شده بود نامه معروف امام راحل به منتظری را ایشان ننوشته است، به استفاده از دفتر و امکانات پدرش در حمایت از جریان فتنه متهم است.

روایت امام راحل؛ روایت هاشمی

آقای هاشمی در مصاحبه خود درباره آقای منتظری، درباره رابطه خود با وی گفته بود: همه به ایشان ارادت داشتند. صلح و صفا و خاکی بودن و با هم نشستن ویژگی ایشان بود. نظرات خوبی داشتند. سوادشان هم خیلی بالا بود. خیلی خوب می‌فهمیدند و خیلی خوب بیان می‌کردند. به همین ادلّه می‌گویند روابط ما ویژه بود. رفت و آمدهای خانوادگی داشتیم. پسر آقای ربانی املشی که برادرخوانده من بود، داماد ایشان شده بود. بله، روابط من با آقای منتظری صمیمی بود.

وی همچنین گفته بود: در موقع عزل (منتظری) مسائل شکل دیگری پیدا کرد. ایشان به خاطر مباحث دیگر اشکالاتی داشت. زود قضاوت می‌کرد و با مردم مطرح می‌کرد. نائب امام بود و موقعیت بالایی داشت. همه فکر می‌کردند به زودی رهبر می‌شود … افرادی به ملاقات ایشان می‌رفتند و خبر تلخی می‌دادند، چند ساعت بعد از زبان ایشان به رسانه‌ها می‌آمد. خیلی از آن حرف‌ها درست نبود. شنیده‌ها را مطرح می‌کرد.

آقای هاشمی با بیان اینکه منتظری خیلی تحت تاثیر سید مهدی هاشمی قرار داشت، گفته است: به آقای منتظری می‌گفتیم که یکی از مشکلات، بیت شماست. آقای ربانی املشی که قوم و خویش ایشان شده بود، تلاش کرد مواظب اینها در بیت باشد که نتوانند آقای منتظری را تحریک کنند. آنها به آقای ربانی میدان نمی‌دادند و خودشان نزدیک‌تر بودند.

البته به گفته بخشی از فعالان سیاسی آنچنان که از سخنان و نامه های امام راحل درباره منتظری بر می آید، واقعیت به آن ملایمتی که آقای هاشمی تعریف کرده اند، نبوده است.

حضرت امام خمینی در ششم فروردین ماه سال ۶۸ یکی از مهم‌ترین وقایع تاریخ جمهوری اسلامی ایران را با انتشار نامه تاریخی خویش خطاب به آقای حسینعلی منتظری و عزل رسمی وی از قائم مقامی رهبری رقم زدند.

اما در نامه معروفشان چه نوشته بود؟

امام‌(ره) در ابتدای نامه خویش تصریح می‌کنند که با دلی پر خون و قلبی شکسته هدفی از نوشتن این نامه جز آگاهی مردم ندارد و در ادامه نیز تأکید می‌کنند: «از آنجا ‌که روشن شده ‌است ‌که شما ‌این کشور و انقلاب اسلا‌می عزیز ‌مردم مسلمان ایران را پس ‌از من به دست لیبرال‌ها و ‌از کانال آنها به منافقین می‌سپارید، صلاحیت و مشروعیت رهبری آینده نظام را ‌از دست داده‌اید»

در قسمتی دیگر از نامه نیز به گوشه‌ای از اشتباهات تاریخی آقای منتظری اشاره می‌کنند: «مثلاً در همین دفاعیه شما ‌از منافقین تعداد بسیار معدودی ‌که در جنگ مسلحانه علیه اسلام و انقلاب محکوم به اعدام شده بودند را،‌ منافقین ‌از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند و می‌بینید ‌که چه خدمت ارزنده‌ای به استکبار کرده‌اید … در مسئله مهدی‌ هاشمی قاتل، شما او را ‌از همه متدینین، متدین‌تر می‌دانستید و با این‌که برایتان ثابت شده بود ‌که او قاتل ‌است مرتب پیغام می‌دادید ‌که او را نکشید. ‌از قضایای مثل قضیه مهدی ‌هاشمی ‌که بسیار ‌است و من حال بازگو کردن تمامی آنها را ندارم».

امام(ره) در ادامه این نامه، منتظری را فردی «ساده لوح» می نامد که نباید در کار سیاسی دخالت کند چرا که این خصوصیت وی منجر به تحریک شدن وی و عدم اخذ تصمیمات درست می‌شود و از وی می‌خواهند تا برای این‌که در قعر جهنم نسوزد، به اشتباه خود اعتراف کرده و توبه نماید تا شاید خداوند از سر تقصیرات وی بگذرد.

امام راحل ضمن تأکید بر مخالفت خویش از ابتدا با قائم مقامی آقای منتظری، ضمن اشاره به این که «تاریخ اسلام پر ‌است ‌از خیانت بزرگانش به اسلام» در پایان از خداوند متعال می‌خواهند تا با نزدیک قرار دادن زمان مرگ خویش، باعث شود تا بیش از این طعم تلخ خیانت‌های دوستان را در دنیا نچشد.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 2 خرداد 1390    | توسط: سعید    | طبقه بندی: مقاله،     | نظرات()