جریان روشنفكری و اپوزیسیون كه به بركت حمایت‌های بی‌دریغ مادی و معنوی برخی از سیاسیون در این سی سال وارد دستگاه‌های سیاسی و فرهنگی كشور شده، متاسفانه ریشه‌دار تر از این ها است كه بتوان آن را یک شبه جمع و جور كرد. این افراد سال ها است که در بدنه ی سازمان ها و نهادهای کشور نفوذ کرده اند. برچیدن بساط این حضرات كه حالا این‌قدر خورده‌اند كه حسابی چاق و چلّه شده و آنها را نمی‌توان تكان داد...

خبر چند وقت پیش بولتن نیوز درباره اصغر فرهادی و مهران مدیری و برخی بازیگران سینما كه درباره بخشی از فساد فرهنگی و اخلاقی برخی از بازیگران و هنرمندان سینما بود با بازتاب ها و واكنش‌های متعددی روبرو شد. عده‌ای از مسئولین و مردم مؤمن و انقلابی هم با تماس‌های تلفنی و الكترونیك خود از انتشار این مطلب كه در حقیقت ماهیت برخی از افراد معلوم‌الحال را بیشتر مشخص ‌می‌كرد ابراز تشكر كردند.

از طرف دیگر جریان اپوزیسیون و روشنفكری نیز كه به نظر می‌رسد با انتشار این خبر ضربه‌ای مهلك خورده و در كما فرو رفته است مانند همیشه این خبر را دروغ و كذب دانسته و بولتن نیوز را به دروغ‌گویی متهم كردند. اپوزیسیون و جریان ضد انقلاب گویا یاد گرفته‌اند هر گاه موضوعی بر خلاف میل آنان بود با شانتاژ و شارلاتانتاریسم خبری سعی در زیر سؤال بردن اصل ماجرا كرده و انواع و اقسام اتهامات را متوجه رقیب سازند. كه البته این طبیعی است و اولین باری هم نیست كه از این دست تهمت‌ها زده‌اند و ما هم آموخته‌ایم كه خیلی اهمیتی برای این‌گونه اظهارات قائل نشویم. اما در این باره ذكر چند نكته ضروری به نظر می‌رسد
:
 

1- عده‌ای از دوستان در كامنت‌ها و نظرات خود در این سایت و سایت‌های دیگر، مسئولین و از جمله جناب آقای حسینی، وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی و یا آقایان شمقدری و ضرغامی را مسئول به وجود آمدن چنین موضوعات و حوادثی می‌دانند كه در این باره باید گفت:

در ابتدا و در یك نگاه كلی باید مسأله را به صورت عمیق‌تر و دقیق‌تری دنبال كرد. ما معمولا سطح تحلیل خود را در مسائل سیاسی – اجتماعی، «سطح تحلیل خرد» در نظر می‌گیریم و حسن و قبح یك حادثه را متوجه یك فرد یا افراد می‌دانیم. این نگره باعث می‌شود ما بیش از آن كه یك حادثه را موشكافی كنیم تنها به افراد بسنده كرده و در مورد آنان به قضاوت بپردازیم كه این موضوع به نظر می‌رسد دارای اشكالاتی است. كه مهم‌ترین اشكال آن این است كه فكر می‌كنیم با آمدن یا رفتن یک «فرد» خاص معجزه شده و او می‌تواند به یك اشاره شق القمر كند. بارها شده كه ما این‌گونه گفته و تصور كرده‌ایم كه اگر فلانی، رئیس‌جمهور یا وزیر یا... شود همه‌ی مشكلات حل خواهد شد. در حالی‌كه این اشتباه است و ما باید از سطح تحلیل خرد به سمت سطح تحلیل میانی و كلان كه معطوف به سیستم‌ها و مكانیسم‌ها و نه افراد است حركت كنیم. این گونه می‌توانیم هم جریان‌ها را بشناسیم و هم متناسب با آن سیاست‌های كلان برای آینده را برنامه‌ریزی كنیم.
 

در مورد این اخبار منتشره هم كه برخی از دوستان عزیز، مسئولین فوق‌الذكر را مسبب چنین كارهایی دانستند به دلیل موارد یاد شده در بالا تا اندازه‌ای ناصحیح است. بولتن نیوز، قبلا هم به این مسأله اشاره كرده بود كه جریان روشنفكری و اپوزیسیون كه به بركت حمایت‌های بی‌دریغ مادی و معنوی برخی از سیاسیون در این سی سال وارد دستگاه‌های سیاسی و فرهنگی كشور شده، متاسفانه ریشه‌دار تر از این ها است كه بتوان آن را یک شبه جمع و جور كرد. این افراد سال ها است که در بدنه ی سازمان ها و نهادهای کشور نفوذ کرده اند. برچیدن بساط این حضرات كه حالا این‌قدر خورده‌اند كه حسابی چاق و چلّه شده و آنها را نمی‌توان تكان داد كار چندان آسانی نیست. بنابراین اگر چه در سطح خرد برخی از مسئولین با اهمال‌كاری‌های خود تا اندازه‌ای مقصر در پیش آمدن چنین موضوعاتی هستند اما در سطح كلان، آن مسأله‌ای كه مهم است موضوعی چون نبود «استراتژی فرهنگی» است. بدین معنا كه ما تا زمانی كه ندانیم در ساحت فرهنگ و هنر چه استراتژی داریم و قرار است از چه «مبدأ» شروع كرده و به چه «مقصد»ی برسیم نمی‌توانیم با این گونه حوادث مقابله كنیم.

اگر برنامه ها‌ی فرهنگی كشور مشخص بود، آن‌گاه مسئولین محترم خیلی راحت‌تر می‌توانستد نیروهای مورد نظر خود را انتخاب كنند. اما چون هنوز استراتژی فرهنگی كشور تبیین و مدوّن نشده است مسئولین مربوطه نیز عملا نمی‌توانند كاری از پیش ببرند. حتی اگر آن مسئول شخصیت‌های مؤمن، انقلابی و خدومی چون آقایان حسینی و ضرغامی، شمقدری و... باشند. آیا كسی هست كه در مؤمن و انقلابی بودن شخصی چون حسینی و ضرغامی شك داشته باشد؟ اما می‌بینم در زمان مسئولیت همین افراد این اتفاقات رخ داده است. این نشان‌دهنده‌ی این مسأله است كه موضوع فوری و مهم برای ما ، پی‌ریزی «مهندسی فرهنگ جامعه» و راه‌های وصول به اهداف فرهنگی است. مطالبه‌ی ما هم از این عزیزان در ابتدا باید همین مسأله باشد. یعنی تبیین استراتژی فرهنگی كشور. اگر استراتژی فرهنگی كشور مشخص شود و تاكتیك‌ها و تكنیك‌های آن به درستی مورد مداقه قرار بگیرد یقین داشته باشید كه بساط این‌گونه هنرمندان فاسد از حوزه‌ی فرهنگ و هنر كشور هم برچیده خواهد شد. و آن وقت با رفتن و یا آمدن افراد نیز کارها روی زمین نخواهد ماند.

2- وجود چنین هنرمندان فاسدی به معنای این نیست كه ما هنرمندان خوب و انقلابی نداریم. اتفاقا در سال‌های اخیر، ماجراهایی كه در اتمسفر فرهنگی و هنری كشور رقم خورد نشان دهنده این موضوع است كه اكثر كارهای خوب و موفق و درخور تحسین متعلق به نیروهای انقلابی بوده است. فرج‌الله سلحشور، شهریار بحرانی، مسعود ده‌نمكی، ابوالقاسم طالبی، حامد كلاه‌داری و... نشان داده‌اند كه هم می‌توان در حوزه فیلم و سریال، یك اثر دینی و انقلابی قابل قبولی تولید كرد و هم فروش خوبی داشت. حتی بازیگرانی چون سیدجواد هاشمی هم نشان داده‌اند كه می‌توان بازیگر بود اما آلوده به مسائل پشت‌پرده‌ی بازیگران و هنرمندان نشد.


3- پالایش حوزه فرهنگ و هنر از لوث وجود چنین افرادی تنها وظیفه قوه مجریه نیست بلکه باید همه قوا با کمک هم نسبت به این موضوع اقدام کنند. قوه مجریه باید با تصویب و ارائه ی قوانین و قواعد لازم و مربوطه، ساز و کارهای مناسب و مطلوب جهت اقدامات درست فرهنگی که همسو با اهداف عالیه نظام است را تصویب کند. قوه قضائیه نیز که در برخی موارد چون برخورد با عوامل نمایش مستهجن هدا گابلر به خوبی عمل کرد و چهره مناسبی از خود نشان داد باید این گونه اعمال خود را تقویت کند و در کنار پی گیری مسأله ی مهمی چون پرونده ی «مفسدان اقتصادی»، فایل مخصوصی برای «مفسدان فرهنگی» نیز باز کند. یقینا اهمیت پی گیری عملکرد مفسدان فرهنگی کمتر از مفسدان اقتصادی نیست. جالب آن که در خیلی از مواقع «مفسدان اقتصادی» و «مفسدان فرهنگی» با یکدیگر هم پوشانی دارند. این نیز نکته مهمی است که انشاءالله بولتن نیوز در موقع لازم نسبت به آن اخبار لازم را منتشر خواهد کرد.  


4- و بالاخره این‌كه این موضوعات اهمیت این مسأله را بیش از پیش می‌كند كه ارگان‌ها و سازمان‌ها و جریان‌های ارزشی و انقلابی باید هر چه سریع‌تر و زودتر به فكر «تربیت نیرو»ی فرهنگی و هنری برای ورود به ساحت هنر و به خصوص سینما و باز پس گیری مواضع از دست رفته باشند. جریان انقلاب اسلامی زمانی می‌تواند بساط این افراد فاسد را برچیند كه جایگزینی برای آنان داشته باشد. و این میسر نخواهد شد مگر با تربیت نیرو و كادرسازی.

بولتن نیوز

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 8 اردیبهشت 1390    | توسط: سعید    |    | نظرات()